انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

 

زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
 از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

ادامه نوشته

دانشجو در ملل مختلف

ژاپن:به شدت مطالعه می کند وبرای تفریح ربات می سازد!

هند:او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود وهمزمان برادردوقولویش که سالها پیش گم شده بود را پیدا می کند!سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن(ACTION) پیش می آید وسرانجام آن دو باهم عروسی می کنند وهمه چیز به خوبی وخوشی تمام می شود!!!

چین:درس می خواند ودراوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

گینه:اومنتظراست تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بروبچ هم قبیله ای درس بخواند!!!

پاکستان:او به شدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز به عضویت القاعده یا گروه طالبان دربیاید!

انگلیس:نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است واحتمالا تا پایان دوره کواترناری!!!منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران:عاشق تخم مرغ است!سرکلاس عمومی چرت می زند وسرکلاس اختصاصی جزوه می نویسد!سیاسی نیست ولی سیاسی ها رو دوست دارد!معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال میکند!عاشق عبارت «خسته نباشید» است البته نیم ساعت مانده به آخرکلاس!هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را میخورد و هر روز به غذای دانشگاه بد وبیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد والا سیکل عاشق شدن وفارغ شدن او بارها تکرار می شود! جز قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحب خانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند و در یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درس خوان در خطر انقراض است!!!!!!

بررسی چند دانشگاه در رشته کشاورزی

بررسی دانشگاهها و دانشکده‌های کشاورزی مختلف دنیا نشان می‌دهد که در بسیاری از آنها بویژه آمریکا و کانادا، مراکزی تحت عنوان خدمات شغلی یا کاریابی وجود دارد که همانند پلی ارتباطی میان دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و کارفرمایان عمل نموده و ارتباط میان دانشگاه و بازارکار در این رشته تحصیلی را برقرار می‌نمایند. در این مطلب به تعدادی از این مراکز و خدمات قابل ارائه توسط آنها اشاره شده است.

دانشکده علوم کشاورزی و زندگی دانشگاه مدیسون آمریکا:

مرکز خدمات شغلی این دانشکده با نام اختصاری (CALS)، بعنوان پلی ارتباطی میان فارغ‌التحصیلان و کارفرمایان عمل کرده و به فارغ‌التحصیلان کمک می‌کند که به جستجوی شغل مناسب و نیز توسعه شغلی خود بپردازند. بنیان‌گذاران این مرکز معتقدند که کلیه دانشجویان به هدایت شغلی نیاز دارند و باید مفهوم جستجوی شغلی فعال و نحوه مصاحبه با کارفرما در زمینه مشاغل مورد علاقه‌شان به آنها آموزش داده شود. این مرکز، خدمات خود را برای دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و کارفرمایان انجام می‌دهد.

ادامه نوشته

ما  میتوانیم

مثل همیشه  سلام

با  اجازه ی  دوستان میخاستم  یه  چنتا  خبر  از   بین   ۸۷ ای   آ  بدم:

ادامه نوشته

وقت دارید بخونید.....ستایش خدایی را است بلند مرتبه!

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان

تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند

ادامه نوشته

گیاهشناسی 2!گل

امروز میخوام عکسهایی مرتبط با درسهای گیاهشناسی ۲ مبحث گل رو براتون بذارم...!

امیدوارم بدرد دوستانی که این واحد رو برداشتند بخوره...

         

ادامه نوشته

پست آخر

سلام

دقیقا یادم نیست آخرین باری که خودم یه متنی رو نوشتم کی بود. ولی خوشحالم که آخرین مطلبی که مینویسم از زبون خودمه. فکر کنم همه حداقل یه بار این تجربه رو داشتن که از چیزی که براش زحمت کشیدن گذشته باشن. یادمه اون اوایل هر روز حداقل یه مطلب میذاشتم و از نظراتی که میدادین معلوم بود که ازشون راضی هستین و این اواخر زیاد وقت و انگیزه این کارا رو ندارم. تو این مدتی که تو وبلاگ بودم نه مطلب درسی نوشتم و نه شعر و متد های مختلف خواستگاری (با عرض پوزش از حامد که از بهترین دوستان من توی اینجاست) و سعی کردم که مطالبی باشه که به یه درد بچه ها بخوره. حالا چقدر موفق شدم نمی دونم!

یه عادت بد (خوب)ی دارم که اگه یه مسولیت رو به میل خودم قبول کنم, از جونو دل براش مایه میذارم. اینو میتونم با مطالبی که بعضا 3 بعد از نصف شب و تو بحبوحه امتحانات گذاشتم ثابت کنم. حالا هم که دیگه نمی تونم این کارو بکنم تصمیم گرفتم که یه مدت از وبلاگ دور باشم. امیدوارم که بقیه بچه های وبلاگ موفق باشن (به خصوص تازه وارد ها) به خودشون بیان و وقت بیشتری برای وبلاگ خودشون بذارن و بدونن که جلوی بچه های یونی برای خودشون بده که فقط اسمشون تو وبلاگه و با این مطلب نذاشتنشون فقط زمینه رو برای تهمت های ناروا (گاهی هم به حق) فراهم می کنن.

حرف زیاد داشتم ولی فکر کنم خودتون بهش برسید بهتره و اینجاست که باید گفت:

                     حال پخته در نیابد هیچ خام        پس سخن کوتاه باید والسلام

خدا یعنی ...............

خدا یعنی ...............

                              خدا یعنی كه والشمس و ضحیها

                                   خدا یعنی قسم بر آسمان ها

                                    خدا یعنی كه یك عالم ستاره

                                 چكیده روی دست كهكشان ها

ادامه نوشته

آزمایشگاه فیزیک/بدست آوردن عدد ژول به روش الکتریکی

این به درخواست دوستان

آزمایش سوم

1) نام آزمایش: برسی عدد ژول

2) هدف آزمایش : بدست آوردن عدد ژول به روش الکتریکی

ادامه نوشته

تمرین های امار

سلام دوستانی که با استاد پیغمبری کلاس دارند برای هفته ی بعد تمرین های زیر رو حل کنند

اکیپ سه شنبه :

تمرین ها ی فصل پنجم شماره های :1 و 4 و7و9و13و16و19

اکیپ چهار شنبه :

تمرین های فصل پنجم :2و3و5و8و11و10و17و20

......داستانی غمگین .........

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"


پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد
:
" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."


پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"اوه بله، دوست دارم
."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟
"
پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."


پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :
" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."


پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند

داستانی از دعا....

يک روز زني  با لباسهاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم. وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست تا کمي خواربار به او بدهد. به نرمي گفت که شوهرش بيمار است و نمي تواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند.
 صاحب مغازه با بي اعتنائي نيم نگاهي اندااخت و محلش نگذاشت و با حالت بدي سعي کرد او را بيرون کند.
زن نيازمند درحالي که اصرار ميکرد گفت:
آقا ... شما را به خدا قسم ميدهم به محض اينکه بتوانم پولتان را مي آورم.
صاحب مغازه گفت که نسيه نمي دهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت: ببين اين خانم چه ميخواهد ... خريد اين خانم با من.
خوارو بار فروش گفت : لازم نيست ... خودم مي دهم ... ليست خريدت کو؟
زن گفت : اينجاست ...
صاحب مغازه گفت : ليست ات را بگذار روي ترازو ... به اندازه وزنش هرچه خواستي ببر...!
زن با خجالت يک لحظه مکث کرد از کيفش تکه کاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي کفه ترازو گذاشت ...
همه با تعجب ديدند که کفه ترازو پائين رفت ...
خواربار فروش باورش نمي شد ...
مشتري از سر رضايت خنديد ...
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ديگر ترازو کرد ... کفه ترازو برابر نشد ... آن قدر چيز گذاشت تا بالاخره کفه ها برابر شدند ...
در اين وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است ...
کاغذ ليست خريد نبود ... دعاي زن بود که نوشته بود :
" اي خداي عزيزم ... تو از نياز من باخبري ... خودت آن را برآورده کن "

فقط اوست که مي‌داند وزن دعاي پاک و خالص چقدر است .
دعا بهترين هديه رايگاني است که مي‌توان به هر کسي داد و پاداش بسيار برد

چگونه خواستگاري كنيم ؟

خب زیاد مطلب علمی و درسی گذاشتم واسه ایجاد تنوع اینم یه پست طنزززززز!!

چگونه خواستگاري كنيم ؟

با روش خواستگاري آسان در 3 دقيقه بياموزيد كه چگونه آقا پسري را كه دوست داريد ، تور بزنيد !

آقايان ، خانم‏ها ! سلـــــام !بر اثر مشكلات مكرري كه براي دوستان در زمينه ازدواج پيش آمد ، من رو براي تهيه راهنمايي براي خانم‏ها در خصوص روش‏هاي ابراز تمايل به ازدواج ، مصمم كرد ، و حالا اين دستور العمل رو تهيه كردم . (با استفاده از اينترنت و مشاهدات و…)

امّا شما آقاي عزيز ، اين مطلب صد در صد براي شما هم مفيده ! چرا كه آخرشم شماييد كه بايد دوزاريتون بيفته !
ادامه نوشته

جمله روز+قوانینی که نیوتون از قلم انداخت

توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم .  

       رسورجن         

ادامه نوشته

آزمایشگاه فیزیک/زمایش دوم/گویسنج

سلام اینم به درخواست دوستان نوشتم :)

آزمایش دوم

1)اسم آزمایش: اندازه گیری

2) هدف آزمایش: بدست آوردن شعاع انحنای یک سطح خمیده

3)وسایل:گوی سنج یا اسفرومتر/کولیس ورنیه/بالن/سطح صاف

4)شرح وسایل:

یا

 

*گوی سنج یا اسفرومتر:
ادامه نوشته

آزمایشگاه فیزیک / آزمایش اول

سلام از این بهتر نشد بنویسم:(

آزمایش اول

1)اسم ازمایش: اندازه گیری

2)هدف آزمایش: بدست آوردن چگالی جسمی دارای شکل هندسی مشخص

3) وسایل آزمایش: کولیس ورنیه/ریزسنج یا میکرومتر/ترازو/قطعه ی کار

4)شرح وسایل:

ادامه نوشته

حرکت کنید!!!

مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته  :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است ..

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر

آیا می دانستید

. آیامی دانستید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند.


. آیامی دانستید هر آمریکایی به طور میانگین
۲ کارت اعتباری دارد.


. آیامی دانستید قلب انسان میتواند خون را
۱۰ متر به بیرون پرتاب کند.


. آیامی دانستید متداولترین نام در دنیا محمد است.


. آیامی دانستید زبان قویترین ماهیچه در بدن است.


. آیامی دانستید روز تولد شما حداقل با
۹ میلیون نفر دیگر یکی است.


. آیامی دانستید ستاره دریایی مغز ندارد.


ادامه نوشته

شیمی آلی قسمت اول نام گذاری ترکیبات آلی _آلکان ها

ادامه نوشته

بررسی دانشگاهها و دانشکده‌های کشاورزی مختلف دنیا

بررسی دانشگاهها و دانشکده‌های کشاورزی مختلف دنیا نشان می‌دهد که در بسیاری از آنها بویژه آمریکا و کانادا، مراکزی تحت عنوان خدمات شغلی یا کاریابی وجود دارد که همانند پلی ارتباطی میان دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و کارفرمایان عمل نموده و ارتباط میان دانشگاه و بازارکار در این رشته تحصیلی را برقرار می‌نمایند. در این مطلب به تعدادی از این مراکز و خدمات قابل ارائه توسط آنها اشاره شده است.

1- دانشکده علوم کشاورزی و زندگی دانشگاه مدیسون آمریکا:......

ادامه مطلب

ادامه نوشته

Soil solarization(آفتاب دهي خاك)

سلام به همگی

اینم یه مطلب علمی در خصوص خاک

مقدمه:

بيماريهاي خاكزي و آفات خسارات بسيار زيادي را در زمينهاي كشاورزي و محصولات كشاورزي در دنيا بوجود مي آورند.در مورد گياهان جاليزي و ميوه ها و … برخي از بيماريهاي خاكزي علفهاي هرز و نماتد بطور نسبي با آفتكش ها، قارچكش ها و علف كشها در خاك كنترل شده اند مانند متيل برومايد كلر، كلرين و .

اما استفاده از ضدعفوني كننده هاي خاك براي كنترل آفات هميشه آثار زيانباري برروي جانوران و انسان داشته است و باعث شده كه علاوه بر هزينه بالا و پيچيده بورن روشهاي آفت زدايي اثرات سمي مهم برروي گياهان و خاك بجا بگذارد.

ادامه مطلب

ادامه نوشته

ماشین های عجیب و غریب

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

ادامه نوشته

بهار 88

سلام به همگی

با معذرت خواهی به خاطر تاخیر . جای همگیتون خالی مسافرت بودم!!

 بهار را برایتان سبز سبز و نوروز را برایتان بسیار زیبا آرزومند !

امیدوارم که سال قشنگیو شروع کنید

کتاب  غیر  درسی

سلام..........

با یه  عالمه   شرمندگی  و با  یه  چن  روز  تاخیر و  این  حرفا  سال یه  هزارو  ۳۰  صدو ۸۸ رو  به  همه دوستا  تبریک  میگم   و   واسه  همه   آرزوی   موفقیت  و  سلامتی  و  خوشی   دارم .

ادامه نوشته

سبزیجات غول پیکر!

              

                

ادامه نوشته