پست آخر
دقیقا یادم نیست آخرین باری که خودم یه متنی رو نوشتم کی بود. ولی خوشحالم که آخرین مطلبی که مینویسم از زبون خودمه. فکر کنم همه حداقل یه بار این تجربه رو داشتن که از چیزی که براش زحمت کشیدن گذشته باشن. یادمه اون اوایل هر روز حداقل یه مطلب میذاشتم و از نظراتی که میدادین معلوم بود که ازشون راضی هستین و این اواخر زیاد وقت و انگیزه این کارا رو ندارم. تو این مدتی که تو وبلاگ بودم نه مطلب درسی نوشتم و نه شعر و متد های مختلف خواستگاری (با عرض پوزش از حامد که از بهترین دوستان من توی اینجاست) و سعی کردم که مطالبی باشه که به یه درد بچه ها بخوره. حالا چقدر موفق شدم نمی دونم!
یه عادت بد (خوب)ی دارم که اگه یه مسولیت رو به میل خودم قبول کنم, از جونو دل براش مایه میذارم. اینو میتونم با مطالبی که بعضا 3 بعد از نصف شب و تو بحبوحه امتحانات گذاشتم ثابت کنم. حالا هم که دیگه نمی تونم این کارو بکنم تصمیم گرفتم که یه مدت از وبلاگ دور باشم. امیدوارم که بقیه بچه های وبلاگ موفق باشن (به خصوص تازه وارد ها) به خودشون بیان و وقت بیشتری برای وبلاگ خودشون بذارن و بدونن که جلوی بچه های یونی برای خودشون بده که فقط اسمشون تو وبلاگه و با این مطلب نذاشتنشون فقط زمینه رو برای تهمت های ناروا (گاهی هم به حق) فراهم می کنن.
حرف زیاد داشتم ولی فکر کنم خودتون بهش برسید بهتره و اینجاست که باید گفت:
حال پخته در نیابد هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام