روز مبعث، روز میلاد ارزش‏ها مبارک

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه‏گرایی، هوس‏پرستی و جهل‏پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه‏هاست؛ عاطفه‏هایی که در رقص شمشیرها زخمی می‏شد و در جنگل نیزه‏ها جان می‏باخت. آن‏روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می‏خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت‏ها، جان به بارش تیرها می‏دادند و زنان بی‏پناه، در بند اسارت می‏زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می‏خلید و چه زخم‏هایی دل عاطفه‏ها را می‏خَست.
روز مبعث، روز مرگ قساوت‏ها و شرارت‏ها بود؛ روز مرگ کرامت‏هایی که به پای بت‏ها قربانی می‏شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش‏های ناروا بود.
Click the image to open in full size.
Click the image to open in full size.سالـروز بعثـت خجستـهClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.پیام آور فضیلت و نـزول دین رحمت وClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.گسترش هستی از عطر گـل محمـدی بر پیروان خاتمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.حضرت محمـد مصطفـی (ص)Click the image to open in full size.
Click the image to open in full size.تبریک و تهنیت بـاد
Click the image to open in full size.

آیا تو خوشبختی؟

آيا سقفي بالاي سرت هست؟
ناني براي خوردن

لباسي براي پوشيدن

و ساعتي براي خوابيدن داري؟

نامي براي خوانده شدن

کتابي براي آموختن

و دانشي براي ياد دادن داري؟

بدني سالم براي برداشتن سبد يک پيرزن.

سقفي براي شاد کردن يک کودک

دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟

لحظه‌اي براي حس کردن

قلبي براي دوست داشتن

و خدايي براي پرستيدن داري؟ آري

پس خوشبختي بسيار خوشبخت.

اقسام دانشجو


الدانشجو هو موجود الذليل، الذي يسكن في لانه اسمه الخوابگاه. لا موجودٌ فيه امكانت الاوليه و آبه يقطع مداوماً و هكذا ماء حارٌ كميابٌ في شير الآب . الوسايل البارد و الحار (گرمايش و سرمايش ) يعمل في‌الشتاء (زمستان) و الصيف بالعكس.
و هو (الدانشجو) يطعم طعاماً فقط اسمهٌ طعام، شيء نرمتر من السنگ ، الذي قادرُ العُبورً من الحلقو الي الپايين و الآرزويش في الازدواج شديدٌ و كثيرٌ و ليكن لا يد(دستٌ) يافتني و الفقط في الخيال بافي.
الغرض ، الدانشجو ثلاثٌ اقسام؛
اوله تنبل ؛ الذي في الخواب في الخوابگاه دائم. دومهٌ عاطلُ و هو المغرور الزياده و يحملٌ دائماً في
دسته كيفٌ جزء العاجب اسمه سامسونيت و معمولاً خاليٌ من اكتاب و الدفتر و القلم و في الداخله شانه ، حوله و زيرٌشلوار. اما القسم سوم من الدانشجو هوً الباطل و المشخصاته چنين: هو لا يدرسٌ (درس خواندن) و لا يخواب و بَل يگوشٌ موسيقياتٌ دائو حتي في الخواب . سركاره الايشان دائماً مع الشعرٌ و الرُمّان. الپسران من هذا القسم معمولاً يدودٌ سيگاراً كثيراٌ.
اولئك العاشقون و هميشه لاخيال يا في الخيالٌ الباطلٌ.
علاوه علي الاينها ، اقسامٌ ديگر من الدانشجو موجودٌ ، مَثَلٌ نوع الرپ ؛ الذي يافت مي‌شودٍ في الدانشگاه الآزاد البسيار. نوع الدرس خوان الذي نادرٌ مانندٌ الياقوت و و نوع ديگرٌ هو الذي البازيچهٌ في اليد (دست) السياسيون و نوع الآخر من الدانشجو ؛ هو بيكارٌ الذي يكتبٍ و ينشرَ نشريهُ مثل ال... .

برگرفته از نشریه دانشجویی سایه روشن

درضمن شما دوستان عزیز میتونیدبا  نظرات خودتون  درمورد قالب تو این پست  منو یاری کنید در بهتر کردن این قالب!!!

مثبت یا منفی ؟  انتخاب با شماست....

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا ! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "

خداوند اورا به سمت دودر هدایت کرد و یکی ازآنها راباز کرد،مرد نگاهی به داخل انداخت،درست دروسط اتاق یک میزگردبزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود که ازبوی خیلی خوش آن دهانش آب افتاد،افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر و ضعیف و مریض حال بودند،به نظر قحطی زده می آمدند،آنهادردستان خود قاشق هایی بادسته های بلندداشتند که به بالای بازوانشان وصل شده بودوهرکدام ازآنها به راحتی میتوانستنددست خودرا به داخل ظرف خورش ببرندولی ازآنجایی که این دسته ها ازبازوهایشان بلندتر بود،نمی توانستند دستشان را برگردانندو قاشق را دردهان خودبگذارند.

مردروحانی بادیدن صحنه بدبختی وعذاب آنها غمگین شد،خداوند فرمود: " توجهنم را دیدی،حال نوبت بهشت است."
ادامه نوشته

فاز اول پروژه دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران افتتاح شد

عکس ها و متن اصلی در ادامه مطلب

تماس با من

soil_man87

ادامه نوشته

روانشناسي رنگ چشم‌هاي خود را بخوانيد

 رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است كه صاحبان آن، شخصيتي قوي و اراد‌ه‌اي بالا د‌ارند‌. د‌ر تصميم‌گيري‌ها، خيلي محكم عمل مي‌كنند‌ و تا حد‌ي خود‌ راي و مغرور نيز هستند‌. اين افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالايي د‌ارند‌ و تا آخرين توان خود‌ به د‌يگران كمك مي‌كنند‌.
● رنگ چشم آبي
د‌ارند‌گان چشم‌هاي آبي، د‌اراي نگاهي عميق هستند‌ و شخصيتي حساس د‌ارند‌. اين افراد‌ به راحتي فكر و نظر خود‌ را به د‌يگران تحميل مي‌كنند‌.
● رنگ چشم مشكي
صاحبان چشمان مشكي، انسان‌هايي رويايي هستند‌ كه د‌ر فضاي شاعرانه‌اي زند‌گي مي‌كنند‌ و همچنين بسيار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسيار سعي مي‌كنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌يگران كمك كنند‌. اين افراد‌ همچنين د‌اراي خلق و خوي اجتماعي و احساسات ظريف هستند‌.
● رنگ چشم قهوه‌اي
چشم قهوه‌اي، سمبل مهرباني و محبت است و هر چه تيره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بيشتر است. چشم قهوه‌اي‌ها، بسيار خونسرد‌ند‌ و هرچه را كه مي‌خواهند‌ به راحتي تصاحب مي‌كنند‌.
● رنگ چشم خاكستري
صاحبان چشم‌هاي خاكستري، د‌و د‌سته هستند‌. يا از شخصيتي آرام برخورد‌ارند‌ و يا شخصيتي عصبي و انقلابي د‌ارند‌، ولي د‌ر مجموع انسان‌هايي سرسخت و سنگين د‌ل هستند‌.
● رنگ چشم عسلي
با وجود‌ اينكه چشم ‌عسلي‌ها، انسان‌هايي خوش قلب هستند‌ ولي با د‌يگران صريح نيستند‌. اين افراد‌ هميشه به د‌نبال د‌وست مي‌گرد‌ند‌. چشم عسلي‌ها معمولاً از كود‌كي روي پاي خود‌ مي‌ايستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌يگران تكيه كنند‌.

توهماني كه مي انديشي

كوه بلندي بود كه لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت. يك روز زلزله اي كوه را به لرزه در آورد و باعث شد كه يكي از تخم ها از دامنه كوه به پايين بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد كه پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها مي دانستند كه بايد از اين تخم مراقبت كنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد. يك روز تخم شكست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد . جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نكشيد كه جوجه عقاب باور كرد كه چيزي جز يك جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد كه تو بيش از اين هستي. تا اين كه يك روز كه داشت در مزرعه بازي مي كرد متوجه چند عقاب شد كه در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي كردند. عقاب آهي كشيد و گفت اي كاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز كنم.
مرغ و خروس ها شروع كردند به خنديدن و گفتند تو خروسي و يك خروس هرگز نمي تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش كه در آسمان پرواز مي كردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد. اما هر موقع كه عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند كه روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم كم كم باور كرد.
بعد از مدتي او ديگر به پرواز فكر نكرد و مانند يك خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت.

توهماني كه مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي كه تو يك عقابي به دنبال  رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فكر نكن

آرامش داشته باشید

غالباآدمهای غیرمنطقی بی حکمت وخود محورند

بااین وجودآنان راببخشید

اگرمهربان هستید شما رابه خودخواهی وغرض ورزی متهم می کنند

با این وجودمهربان باشید

اگردرستکاروصادقیدآدمهاشمارافریب خواهندداد

بااین وجودامین وصادق بمانید

آنچه شماسالیان عمرتان رابرایش صرف کرده ایدآدمهایک شبه نابودش میکنند

با این وجود بنا کنید

اگربه شادی وآرامش برسیددیگران حسادت میکنند

بااین وجود شاد آرام باشید

نیکی های امروزتان را فردافراموش می کنند

با این وجود نیکی کنید

با این وجوددر سنجش نهای قضاوت های انسان نیست که شما را می سنجد

تنها خداست که شما را داوری می کند

نامه ای از طرف خدا …

امروز صبح که از خواب بیدار
شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف
بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی
که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که
خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر
می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من
بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی
منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک
صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.
خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن
دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با
خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان
می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم
قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت
می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم
نکردی.
تو به خانه رفتی وبه نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای
انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم
تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از
روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر
نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری…باز هم صبورانه
انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه
می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی.
موقع خواب…،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به
اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً
به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من
همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از
آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو
چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز
منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر،یا گوشه ای از
قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته
باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق
تو…به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟
اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.
روز خوبی داشته باشی …  دوست و دوستدارت: خدا


یادمان باشد زندگی را سخت نگیریم و قرار نیست تمام روز های
زندگی آن جور که ما می خواهیم باشند
دلی پر از امید به خداوند و تنی سالم و زندگی شادی  داشته باشید
در پناه خدا

چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم  ؟

1.    تفكر مثبت داشته باشید. هر چه خوشبین تر باشید اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

2.    در زندگی هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید بیشتر افراد و موقعیت هایی را كه می توانند به شما كمك كنند تا به هدفهایتان برسید به سوی خود جذب خواهید كرد.

3.    برای ایجاد اعتماد به نفسِ بیشتر، مدام با خودتان تكرار كنید: " خوشبختم ، سالمم و حال خوشی دارم."

4.    تمركز كامل برروی هدف اصلی ، در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ایجاد می كند.

 

5.    تكلیفتان را با خودتان روشن كنید. این كه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد.

6.    تردیدها را كنار بگذارید. خود را كاملاً متعهد سازید كه زندگی ای را آغاز كنید كه برای آن ساخته شده اید.

7.    این كه اعتقاداتتان چقدر عمیق است و تا چه حد به تعهدات خود پایبند هستید قدرت شخصیت شما را نشان می دهد.

8.    احساس اعتماد به نفس و داشتن اقتدار فردی ناشی از رویارویی با مشكلات و غلبه بر آنهاست.

9.    زیر بنای اعتماد به نفس در هر زمینه ای تهیه مقدمات و آمادگی است.

10. در هر زمینه ای هر چه بیشتر یاد بگیرید و دانش خود را بالا ببرید اعتماد به نفستان نیز بیشتر می شود.

11. تمرین و تكرار زیاد در هر زمینه ای برگ برنده را به دست شما می دهد.

12.       شما می توانید به گونه ای باشید، چیزهایی داشته باشید و از عهده كارهایی برآیید كه هرگز خواب آن را هم ندیده اید. این توانایی درست در همین لحظه در درون شما وجود دارد.

13.       ویژگی مشترك و منحصر به فرد زنان و مردانی كه كارهای بزرگ انجام می دهند داشتن این احساس است كه انجام كاری بزرگ جزئی از سرنوشتشان است.

14.       برتری حاصل از تسلط كامل در كار، زیربنای اعتماد به نفس و عزت نفس پایدار است.

15.       آنچه توانایی های بالقوه شما را در جهان خارج محدود می كند دو چیز است: باورهای شما و این كه تا چه حد به توانایی خود در انجام كارها اطمینان دارید.

سلام به همگی

امروز دانشکده بودم با رییس گروهمون داشتم صحبت میکردم

ایشون با اطمینان ۹۵٪ گفتند که امتحانات به شهریور ماه موکول میشه

یا هفته ی اول یا هفته ی دوم

اون ۵٪ شک هم به علت اینه که هنوز دانشگاه تهران جواب قطعی رو نداده

اما با توجه به اینکه ماه های اول و دوم تابستان به تعمیرات اختصاص داده میشه و اینکه اساتید به مرخصی میروند

و هم اینکه خوابگاه و رستوران مرکزی تعطیل میشه امکانش ۰٪ هست که زودتر از شهریور ماه امتحانات رو بگیرند

(راستی از هفته ی بعد رستوران مرکزی تعطیل میشه)