راهی دیگر برای عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن  عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.
آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.
ادامه نوشته

گلدانهای مدرن!!!

              
ادامه نوشته

open day

دیروز روز  مردم دانشگاه بود

یک روز به یاد ماندنی برای مردم

خیلی از مردم کرج همیشه دوست داشتند بدونند تو پردیس چه خبره؟

اما هیچ وقت همچین فرصتی رو پیدا نکرده بودند

اولین اکیپ ها از ساعت 9 صبح کارشون رو شروع کردند

.....
ادامه نوشته

 آغاز به کار اولین سیستم وایرلس outdoor در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی

آغاز به کار اولین سیستم وایرلس outdoor در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی اولین سیستم وایرلس outdoor در میدان اصلی پردیس كشاورزی و منابع طبیعی راه اندازی و از امروز پنج شنبه 17/2/88 بطور شبانه روزی آماده بهره برداری می باشد. مشخصات این سیستم به قرار زیر است: 1. آنتن فرستنده-گیرنده و اكسس پوینت در ساختمان اصلی گروه مهندسی صنایع غذایی (نزدیك میدان مركزی) نصب شده است. 2. شعاع كاری و برد موثر اكسس پوینت تا 100 متر (در فضاهای باز و بدون مانع) می باشد. 3. تعداد 120 نوت بوك می توانند بطور همزمان به شاهراه اطلاع رسانی پردیس و شبكه اینترنت متصل شوند. 4. جهت برقراری ارتباط نوت بوك به اینترنت و اینترانت پردیس هیچ گونه تنظیمات IP نیاز نمی باشد.

دانلود درسهای نرم افزار جدید!

آخرین جلسه ی درس تئوری نرم افزار رو براتون با فرمت pdf گذاشتم دانلود کنید!

 

دانلود مستقیم آخرین جلسه ی خواهران

 

دانلود مستقیم آخرین جلسه ی برادران

 

اینم لینک صفحه ی پستی که درسهای قبل رو برای دانلود تو اون گذاشته بودم...!

لینکهای درسهای گذشته نرم افزار

 

جملات حکيمانه

 لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد.

 نارسیس

 هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.

"هلن کلر"

  برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.

 همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.

" پائولو کوئلیو"

بازديد از پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران در روز دانشگاه و مردم

تصویر بزرگ در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شب شعر و موسیقی آذربایجانی

تورکون دیلی تک سو گلی ، ایستکلی دیل اولماز

ئوزگه دیله قاتسان ، بو اصیل دیل ، اصیل اولماز

ئوز شعرینی فارسا عربه قاتماسا شاعر

شعری اوخویانلار، ائشیدنر کسیل اولماز

مراسم شب شعر ترکی به همراه موسیقی آذربایجانی در تاریخ ۸ اردیبهشت ماه در پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی برگزار شد!

بیشتر افراد حاضر در مراسم آذری زبان بودند ولی مهمان های غیر آذری زبان هم بودند!

این مراسم برای من و دوستام با این که حتی متوجه حرف زدنشون نمیشدیم خیلی جالب بود!!!

من عکس هایی از این مراسم رو در ادامه مطلب براتون گذاشتم.

باتشکر از نازنین غمازی (ورودی۸۷شیلات) و مهدی محمدی(ورودی۸۶علوم دام) که این عکس ها رو در اختیار من گذاشتند!

این پست به افتخار آذری زبان های پردیسه . هرکی میتونه ترجمه این چندبیت شعربالا رو تو قسمت نظرات بنویسه!

ادامه نوشته

الامان من ید هذا !!! المُد

الدانشجو هو موجود یتحرک مع المدهمیشه! حتی ان الدانشجو یسمع ان مثلا سیرو فی شارع مع الپیژامه مد شده هو لایمکث (مکث نمیکند).ویجی الی الشوارع مع الپیژامه فلهذا الموضوع هذه المقالة یختص علی هذا البحث السیاسی!

فی یوم من الایام اما تحرک فی پردیس الکشاورزی ومنابع الطبیعی فی الکرج و رایت احد من الاصدقایی کان معه الگردنبند العجیب!!!- لطفا باورتم- (باور کنید!)کان پلاک هذا الگردنبند کان حدودا الخامس عشر سانتی متر و علاوه علی الاینها ! کان موجود حدودا بین الخامس عشر الی السادس عشر دکمه علی هذا الپلاک...فانا تعجب کثیرا و سالت من ذلک الصدیق ما اصل الگردنبند... انا ما رایت الگردنبند مع الکلاسی(با کلاسی!!!) حتی الآن... فانه نگاه کرد علی صورتی مع التبسم و قال ...ما اپرت انت (چقدرپرتی!!!) هذا موبایل .... ثم افتاد الثانی الریالی انا و قلت مجددا سابقا انتم تتصلون هذا الموبایل علی کمرکم فهو قال : نعم! ولی هذا مد شده است جدیدا !!! فانا قلت : ها ... حلوا بابا... حلوا...

وفی یوم الاخری انا رایت تسبیح العجیب کانه کان متصل علی کمر احد من بناتنا(دخترانمان) فانا قلت : ما اجمل التسبیح... انا ما رایت مثل هذا التسبیح قبل من هذا. ثم هی قالت: ... الوا...ما اللوس انت(چقدر لوسی!!!)... فانا سالتها : لماذا می اندازید هذا التسبیح به دور کمرکن ؟؟؟!!! فقالت : لانه مد شده است ...جدید... فانا قلت : ها ... حلوا بابا... حلوا...

هل انتم تعلمون جواب هذا السوال ؟

هل جدیدا مد شده است الشستشوی لباس ها مع الماء الحار؟؟؟

لاننی رایت بعض الافراد الذین یسیرون فی الشارع مع الشلوارهای الپاچه کوتاه او المانتو های آستین کوتاه و التنگ!!! انا فکرت کان (فکر کردم) هذا الماء الحار یسبب هولاء الآب رفتگی ها ! هل انتم فکرتم مثل انا ... ؟؟؟!!!

دانلود درسهای نرم افزار!

  سرم به دنیا و عقبی فرود نمی آید       تبارک الله به این فتنه ها که در سرماست

                                                                              حافظ

با سلام خدمت دوستان گل ورودی ۸۷!

خوب بعد از مدتها انتظار و مذاکره بلاخره تونستیم خدمتی دیگر در جهت رفاه حال شما دوستان عزیز انجام دهیم!

و اما هدیه ما به شما...!

وقتی سر کلاس نرم افزار دیدم که استاد مطالب درسی رو بصورت note (البته با فرمتی بی نهایت پیچیده و ناشناس)مینویسه و در آخرم فایلها رو ذخیره میکنه به این فکر افتادم که چه خوب میشه اگر بتونم این درسها رو در وبلاگ بزرگ مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران قرار بدم!

مساله رو با استاد درمیون گذاشتم ،متوجه شدم دوستان دیگه ای ام این درخواست رو داشتند!پس پیگیر مساله شدم و بلاخره فایلهای مورد نظر رو بدست آوردم!

امیدوارم حداکثر استفاده رو از این فایلها ببرید!

هشدار:کلیه ی مطالب این پست بهمراه فایلها منحصرا برای قرار گرفتن در این وبلاگ در نظر گرفته شده است،لذا کپی برداری از مطالب،لینکهاو فایلهای این پست به هیچ عنوان مجاز نمیباشد!

دانلود مستقیم جلسه اول حجم 416 کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه دوم خواهران حجم196کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه دوم برادران حجم404 کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه سوم خواهران حجم 465کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه سوم برادران حجم 264کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه چهارم خواهران حجم 189کیلوبایت

دانلود مستقیم جلسه چهارم برادران حجم 212کیلوبایت

دانلود مستقیم کل جلسات بصورت یکجا فرمت rarحجم1.90mb

http://tehranuni87.blogfa.com  گذرواژه فایل rar

درصورت مواجه شدن با هرگونه مشکل در دانلود و اجرای فایلها مراتب را به اینجانب اطلاع دهید.

در هنگام مشكلات نيز شكرگزار لحظه‌هاي خود باشيم.

 داستان لقمان حکيم و غلام را احتمالا همه شنيده‌ايم. روزي لقمان حکيم در کشتي سفر مي‌کرد. تاجري و غلامش نيز در آن کشتي بودند. غلام بسيار بي‌تابي و زاري مي‌کرد و از دريا مي‌ترسيد.
ادامه نوشته

بازه ارزشيابي اساتيد


زمان بازه ارزشيابي اساتيد از 26 ارديبهشت ماه و به تفكيك پرديس ها و دانشكده شروع مي شود جدول بازه ارزشيابي اساتيد را مي توانيد از سايت سيستم جامع آموزش http://emsmain.ut.ac.ir مشاهده نماييد  

    دانشکده

کاربر کارشناسى

از تاريخ جديد

تا تاريخ جديد

توضيحات

کاربر ارشد و دکترى

از تاريخ جديد

تا تاريخ جديد

توضيحات

کشاورزى

آقاى خوش سخن

10/11/87

30/11/87

        

آقاى خوش سخن

10/11/87

30/11/87

 

منابع طبيعى

آقاى صائمى

10/11/87

30/11/87

 

آقاى صائمى

10/11/87

30/11/87

بازه حذف اضطراري

سلام

حذف اضطراري براي تمام پرديس ها و دانشكده ها به جز پرديس فني در تاريخ هاي 12 و 13 ارديبهشت ماه انجام مي شود و براي پرديس فني در تاريخ هاي 14 و 15 ارديبهشت ماه انجام مي شود


از 12 شب امشب شروع شد

خیلی ناراحتم  شیمی آلی رو الان حذف کردم:(

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم

کم که نه! هر روز کم کم مي خوريم

آب مي خواهم، سرابم مي دهند

عشق مي ورزم، عذابم مي دهند

خود نميدانم کجا رفتم به خواب

از چه بيدارم نکردي آفتاب؟

ادامه مطلب

ادامه نوشته

نوشتم تا بدانی...

روی اسم مونا عطاریان فر کلیک می کنم و به تاریخ آخرین مطلب ارسالی نگاه می کنم،تقریبا چهل و چند روز گذشته،چهل و چند روز بدون حتی یک کلمه،بدون نوشتن حتی یک خط...حالا دلیلش هر چی میخواهد باشد...

بعد از چهل و چند روز این دست و آن دست می کنی و با خودت کلنجار می روی که بنویسی یا نه؟و اگر بنویسی از چه؟اینجا وبلاگ دانشگاه است نه صفحه ی خصوصی من که بخواهم از حرفهایم بنویسم...اینجا باید علمی نوشت،علمی خواند،علمی رفتار کرد،علمی نظر داد،علمی قضاوت کرد و کلا اینجا باید علمی بود،یاد نسترن می افتم ،نام خانوادگی اش علمی بود،خوش به حالش حتما در این زمینه ها هیچ مشکلی ندارد....!

علم،علم؟و گاهی ،به خاطر همین علم دچار پدیده ی خود سانسوری می شوم،حرفهایم را نگفته قورت می دهم،خیلی جاها به جای ادامه ی جمله ام سه نقطه می گذارم که یعنی بگذر ،بگذر و اجازه بده خواننده هر جور خودش می خواهد قضاوت کند،بگذار هر جور خودش می خواهد تصور کند،اصلا چه دلیلی دارد که گاهی تمام حرفهایت را بزنی ...شازده کوچولو را خوانده اید؟چه خوانده و چه نه توصیه می کنم باز هم بخوانید....جایی روباه به شازده می گوید"منشا تمام سو تفاهم ها زبان است"پس حالا شازده با من حرف نزن و تنها نگاهم کن ،این گونه بهتر حرفهایت را می فهمم....و هر روز که می گذرد من به قدرت فهم و نظر بلند آن روباه بیشتر پی می برم.باور می کنید؟رو به روی تختم یک مقوا زده ام و آرزوهایم را نوشته ام تا هر شب قبل از خوب نگاهشان کنم،باور می کنید دیشب یک بند دیگر به آن اضافه کردم و نوشتم"روزی شبیه روباه شازده کوچولو فهیم شوم"عجب روباهی بود آن روباه...

و این گونه می شود که گاهی تصمیم می گیرم حرفهایم را نگفته دفن کنم و تمام...مشکل فقط این نیست گاهی وقتها اگر به زبان فارسی دقت کرده باشید متوجه می شوید که کلمات چند بعدی یا به عبارت بهتر وساده تر آنکه کلمات دو روی این زبان،خود باعث می شود خیلی از حرفها را نزنی...می دانید چرا؟چون خیلی از این کلمات خود به تفهیم غلط خود کمک می کنند ...متوجه منظورم می شوید یا بیشتر توضیح بدهم؟....بسیار خوب ادامه می دهم.ببینید گاهی وقتها یک انگلیسی زبان می گوید"او دوست من است"و دیگر هیچ توضیحی نمی دهد و همین جمله کافیست تا شما این را درک کنید که "او "کیست،زن یا مرد...حالا در زبان فارسی می گویید"او دوست من است"و چها رساعت هم توضیح می دهید بدون اینکه نامی از کسی ببرید...بعد از چهار ساعت نیمی از شنوندگان می گویند زن بود و نیمی دیگر می گویند مرد...یعنی دقیقا نیمی از جمعیت دچار سو تفاهم شده اند...می بینید؟ این ساده ترین مثال برای آن بود که بدانید چقدر راحت با این زبان دچار سو تفاهم می شویم....و این گونه می شود که گاهی وقتها نمی نویسم،شاید تنها به حرفهای آن روباه فکر می کنم،نمی خواهم بحث را باز کنم و گرنه می گفتم شاملو هم گاهی چه غم انگیز در این زمینه شعر می گوید و آن نویسنده ی دیگر که عاقبت با سکوت از دنیا رفت...

این ها را گفتم تا بدانید گاهی وقتها چرا باید سکوت کرد،چرا باید به جای دنیایی از کلمات تنها "..."را نوشت!

اینها را برای تو نوشتم،برای تویی که کلمات من را می خوانی،نوشتم تا بدانی می دانم باید علمی نوشت اما چه کنم که گاهی علم را در کلاس،لای برگه های آن جزوه،روی طبقه ی دوم آن کمد مشترک خوابگاه،روی میز آن اطاق مطالعه ی گرم طبقه ی اول و در ردیف نمرات زده شد به برد جا می گذارم و می آیم اینجا تا بنویسم آنچه را که دیده ام و برداشت کرده ام و به واسطه ی برداشت هایم چوب قضاوت را محکم بر زمین کوبیده ام و گفته ام "تمام"...و چند روز بعد در سوگ قضاوتم...در سوگ دردناک و اشتباه قضاوتم که نه!در سوگ رایحه ی اصلی وجودم که حالا دارد از دست می رود به بغض نشسته ام...!!!

می خواهم اینجا بیایم و غیر علمی بنویسم،بنویسم از آن پسرکی که برگه های تبلیغاتی را در سرمای زمستان میانه ی چهار راه پخش می کرد و من با خودم می گفتم چرا همه را یکجا دور نمی ریزد،وجدان کاری است یا چشمانی که نظارتش می کنند...بنویسم از آن دخترکی که گل می فروخت و من کاری از دستم بر نمی آمد برایش جر آنکه نگاهش کنم و بگویم چه اسم قشنگی داری!!!!یا بنویسم از ان صفحه ی روزنامه که عکسی را چاپ کرده بود و زده بود"گمشده" و من نگاهش نکردم انگار که مطمئن بودم این من نیستم که می توانم خانواده ای را از نگرانی نجات دهم...و بعد غصه ام گرفت از آنکه چقدر بی تفاوت شده ام یا شده ایم...

و باز هر از چند گاهی از روباه بنویسم که می گفت انسانها دوست را هم باید از دکان بخرند....یا بنویسم از وبلاگ آن دوست که شب قبل از مرگش را طراحی کرده بود و همه ی کارهایش را کرده بود و سه روز بعد از مرگش یادش رفته بود که پسورد موبایلش را بردارد تا مادرش ببیند که در تمام مدت عکس او زمینه ی گوشی موبایلش بود..و از خدا تنها برای همین مهلت می خواست که برگردد...

چقدر طولانی نوشته ام...چقدر طول کشید،حرفهایم باز ماند،باز هم نگفته هایم را سانسور کردم...

روباه روبه رویم نشسته است و می گوید:زبان سرمنشا سو تفاهم هاست سخن کوتاه کن...تنها نگاه کن،نگاه...می فهمی؟نگاه!!!!

مونا

تاریخ امتحان میان ترم آمار(استاد پیغمبری)

سلام تاریخ برگذاری ازمون میان ترم امار و احتمال

روز چهارشنبه 87/2/16 ساعت 11.5  مکان برگذاری:تالار مهدوی

امتحان به صورت کتاب باز هستش

میتونید هرچی خواستید بیارید جزوه کتاب و ...  خلاصه همه چی میتونید بیارید

تنها قانون اینه که از بغل دستیت نگاه نکنی

موفق و پیروز باشید

...

هنگامی که شما چیزی رامیخواهید همه ی جهان دست به یکی میکند تا بتوانید رویای خویش را تحقق بخشید.

بیمارستان روانی

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟