نوروز می رسد........
این شعر از فریدون مشیریه! تقدیمش می کنم به همه ی شماها. امیدوارم سال خیلی خیلی خوب و قشنگی داشته باشید
فریاد زد چکاوک: نوروز می رسد
تاک برهنه گفت: گر جان به مژده ی تو فشانم روا بود
اما هنوز
سرمای بهمنی نشکسته است
وین برف دیر پای
انگار تا ابد
بر فرق کاج پیر خانه نشسته است
آن کاروان شادی و گل از کدام راه
در این هوای سرد توان سوز می رسد؟
بید کهن به رقص درآمد که :غم مدار
تا من به یاد دارم ، نوروز دل فروز
نوروز جاودانی
نوروز مردمی
در وقت خود شکفته پیروز می رسد
هر جای این جهان که ز ایران نشانه ایست
در پیشواز نوروز
از شور و شادمانی
از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه ، گل آذین و تابناک
جان پاک، خانه پاک
دل پاک، عشق پاک
چشمی به راه باشد مشتاق و بیقرار
کاین پنج روز زندگی آموز میرسد
دیروز را به خاطره بسپار و بازگرد
و آن را عزیز دار که امروز می رسد





















