و اما روش‏هاي خواستگاري :
روش كلاسيك :
يبار يه جايي كه توي ديد طرف باشه و بتونه با دوتا شلنگ خودشو بهت برسونه ، يهو غش مي‏كني و ولو ميشي كف زمين ، بهد از چند دقيقه هذيون گفتن راجع به اين كه پسر اصغر قصاب اومده خواسگاريت اما تو نمي‏خواي با اون شوهر كني ؛ مثلاً به ضرب آب قند به هوش مياي و وقتي چشمت به طرف ميفته يهو بغضت ميتركه و دِ گريه . وقتي خوب گريه‏ها تو كردي و پا شدي كه بري ، طرف كلي اصرار مي‏كنه كه برسوندت ، اما از اون اصرار و از تو انكار ، خلاصه را ميفتي اما يجوري ميري كه مطمئن بشي طرف ميتونه تا خونتون تعقيبت كنه … تا اينجا تو كار خودتو كردي ، اما از انجا به بعدش ديگه با اوس كريمه .

روش ياهو ميسنجري :
اين روش ، اخيراً كاربرد زيادي پيدا كرده و عمدتاً هم بخاطر اينه كه لازم نيست مستقيم تو چشاي طرف نگاه كني و اين براي آماتورها كمك خيلي بزرگيه . از آيكون‏هاي گوگولي مگولي هم ميتوني براي رسوندن مفهوم استفاده كني . اما بديشم اينه كه بعضي وقت‏ها توي چت يه سوء تفاهم‏هايي پيش مياد كه خر بيار و باقالي بار كن !!!

نكته :اين روش فقط وقتي كاربرد داره كه مطلب بطور صريح ادا بشه اما بعلت اينكه هيچ موجودي اصولا انكاره نيست پس بهتره كه اصلا قيدشو زد!
روش بچه خرخوني :
همون داستان جزوه و اينا كه خودت واردي .

نكته :متاسفانه از اونجائيكه مجموع دو متغيير زيبايي و خرخوني در مورد دختر جماعت ، هميشه يه مقدار ثابتيه ، بنابراين بهتره كه روي اين روش خيلي حساب نكني ! (طبق تجربه)
روش خركي :
جلوي يكي از اين لندكروز سياه‏ها رو ميگيري ، يه چشمكش ميزني كه بدونه به خاطر بدبخت كردنش همه كار مي‏كني . و … !!!

روش آرشيتكتوري :
با اينكه طرفو خيلي دوست داري ، اما سعي مي‏كني باهاش جوري رفتار كني كه انگار بود و نبودش براي فرقي نداره ! بعضي وقتا براي سنجش ميزان علاقه طرف به خودت ، يه گمان‏هايي هم مي‏زني اما اصولا سعي مي‏كني كه نگاه منفيت به موضوع كاملاً حفظ بشه . از هر فرصت مقتضي كمال استفاده رو مي‏كني كه براي تمام اين كارا يه منت مختصري هم سر بيچاره بذاري ، يه " وقتي به خودت مياي كه مي‏بيني گيساي سرتم مثل دندونات سفيد شده !!!
نكته :همانطور كه ديدين ، اين روش اصولا فاقد كاربرده و براي پرهيز از اون بهتره كه اصلاً آرشيتكت نشين يا اگر هم شدين حداقل از نوع اناثش نباشين !
روش مذهبي خفن :
چل شب جمعه جلوي در خونتون رو جارو مي‏كني و آجيل مشگل گشا پخش مي‏كني . تو اين مدت به هر چي امامزاده و صاحب كرامات هست متوسل ميشي و يكي يه فقل گنده هم ميزني به ضريح و نذر ميكني كه اگر حاجت روا شدي هر شب صد تا شمع تو سقا خونه آس مم تقي روشن كني … ايشالا كه حاجتتو مي‏گيري.

نكته :خواهر ، التماس دعا !
 
********
روش از ما بهترون :
لازم نيست كاري بكني فقط انتخاب كن !!!!!!!!!!

نكته :فقط موظب باش يهو از خواب نپري !!!!
روش بچه مثبت :
طرف رو به يه كافي شاپ دعوت مي‏كني و اونجا خيلي معقول و منطقي مساله رو بهش مي‏گي . اونم احتمالا يه فرصتي مي‏خواد كه فكر كنه و بعدشم ايشالا كه بعله رو ميگه .
نكته :تا حلا چيزي خنده دارتر از اين ، ننوشته بودم !
روش بچه مدرسه‏اي :
طرف رو همش تو راه مدرسه مي‏بيني.(البته اونم تو رو) تو ميخندي و اون چشمك ميزنه . همش تا در خونتون ردت ميادو تو هم هر چند وقت يبار يه نيگا عقب ميكني ببيني هنوز داره ردت مياد ؛ كه اگه عقب افتاده يكم يواشتر بري ! بلاخره بعد مدتي اون شماره تلفن ميده و تو هم براي اينكه كلاس بذاري بعد دو روز كه طرفو پا تلفن كاشتي بش زنگ ميزني و بهد از مدتي با هم قرار ميزاريد! (البته در مكان‏هاي عمومي ، و از دور) هي پيغوم و پسغوم ميكنيد و براي مناسبتهاي مختلف برا هم گل و كادو ميخرين و بلاخره آخر عاقبت كار معلوم نيست ! خوش باشيد !!!!!

نكته : كلاً روش پرخرجيه ! همچنين مواظب باشيد كه بچه محلاي فوضول نداشته باشيد كه وقتي طرف رد شماست بگيرن سير كتكش كنن يا اينكه طرف قوه تشخيص پايين باشه و هي با خواهر شما اشتباهي صحبت كنه ! (البته در طي تاريخ افرادي ديده شدن كه حتي با مادر شما هم صحبت كنن ، منظور بهره هوشي اين افراد است !!!!!!!)
روش عرفاني :
ميري لب چشمه كه آب بياري از قضا مي‏بيني اونم اونجاس . يجوري كه انگار حواست نيست پات ميخوره به كوزه طرف و كوزه خورد و خاكشير ميشه . بعدش لپات گل ميندازه و با عجله كوزتو پر مي‏كني و ميري . انجاس كه طرف با خودش فكر مي‏كنه :
اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشكست ليلي ؟
خلاصه ، خيالت تخت باشه كه كارت درسته !!!!
نكته :اين روش در طي تاريخ ، امتحانشو بخوبي پس داده و بنابراين بسياري از كارشناسان صاحبنظر معتقدن كه بحران امروز ازدواج در اثر لوله كشي شدن آب بوجود اومده !!!!!!!!!!
. روش بچه فاميلي :
طرف فاميلتونه ! همش به هر بهونه اي كه شده خونه طرف تلپ ميشي ! با مامانش يه جوري گرم ميگيري و جلوش خود شيريني ميكني كه بت بگه ماشاا… عروس گلم !!! تو هم مثلا يهو كه انگار ناراحت ميشي ، سرخ ميشي و روتو اونور مي‏كني. همش طرف تا مياد از در رد بشه باهم شاخ تو شاخ ميشين البته اينكار هر جايي ممكنه اتفاق بيفته تو راهرو تو آشپزخونه تو …! بلاخره يكدوم با خنده كنار ميكشينو راهرو باز ميكنيد و بلاخره همش يا اون خونهتون تلپ يا تو خونشون و الي آخر …
نكته :البته اين روش موقعي كاربرد داره كه طرف هم تورو بخواد و گرنه صد سال سياه همو نميبينيد تازه مشكل ازدواج فاميلي هم نداشته باشيد ؛ اما ناميد نشين !!!!!!!!1
. روش لوس گيري :

يبار يه سوسك مي‏بيني و بنا ميذاري به جيغ ! آي جيغ نكش كي بكش ! همچون از اون كف پات صداتو در مياري بيرون . طرف هم كه وضعو اينجوري مي‏بينه ، به هر قيمتي كه شده سوسك بدبختو به ديار باقي ميفرسته . حالا تو همچين تحويلش مي‏گيري كه انگار شير شكار كرده ! و بعدشم مثلاً از ترس سوسك يه مدتي خودتو ميچشبوني بهش و ازش جدا نميشي . اگه كارا تا انجا خوب پيش بره ، مابقيش تضمين شدس ! (عنكبوتم بد نيست)

نكته :فقط مواظب باشيد اون آقا پسر خودش از سوسك نترسه !!! (بسيار مهم)
. روش شهرستاني :
يه بار با چشم گريون و صداي لرزون ، طوري كه طرف بشنفه ؛ براي دوستت درد دل مي‏كني كه چطوري وقتي ميومدي يه پسره چشم ناپاك تورو ديد زده و بهت متلك پرونده و بعدش هقي ميزني زير گريه . اينجاس كه ديگه رگ گِيرت طرف باد ميكنه و حساب يارو با كرام الكاتبينه !

نكته :اگه كار به خون و خونريزي نكشه ميتوني روي موفقيت حساب كني اما اصولا زندگي با اين آدم توصيه نمي‏شود .
. روش كتابخونه‏اي :
ميري كتابخونه و يه كتاب تست گنده كه صفه سفيد زياد داره ميگري و توش يه تيكه شعر باحال مينويسي و زيرش هم مينويسي «آحوي آشِغ سَهرا» يا يه چيزي تو اين مايه‏ها ! بعد هم يهجوري كه طرف بفهمه اون كتابو پس ميبري. بعد اون كتابو ميگيره و اون يه چيزي مينويسه و همين جور ادامه پيدا مي‏كنه و همو تو كتابخونه مي‏بينيد و بلاخره ايشالا عاقبت بخير بشين .

نكته :اين روش اشكالات زيادي داره. يكيش اينكه بعد از مدتي مسئول كتابخونه به شما گير مي‏ده نتنها براي سياه كردن كتاب بلكه براي تعدد تو گرفتن اون كتابو و… تازه نتنها طرف مطالب شمارو ميخونه بلكه خيل عظيمي از علاقمندان به كتاب نيز احتمالا مطالب شمارو مي‏خونند !! (اين روش اصلا به درد پچه درسخونا نميخوره چون تو اين روش اصلا يه صفه كتاب هم نميخونيد!)

. روش آماتوري :

خيلي كم حرف ميزني ، زياد عرق مي‏كني ، چشماتو به چشماش خيره مي‏كني ، بعد يه دفعه روتو اونور مي‏كني كه فكر نكنه به چشماش خيره شدي ! (اونم همين كارو ميكنه احتمالاً) با هم ميرين فيلم مريم مقدس توي سالن 1 عصر جديد ، تمام طول فيلم دستاتون تو دست همه و تنها چيزي كه نميبينين فيلمه ، ايميل ميزنين ، تلفن ميزنين ، چت ميكنين ، بيرون ميرين ، دو سه ماه همين جوري ميگذره ، تا اينكه يه روز توي سفره خونه ميدون فردوسي ميگي مي‏دوني چيه؟ طرف هم ميگه آره بابا ميدونم چيه. تو هم قشنگترين لبخند دنيا رو ميزني و ميگي جدي ميگي ؟ بعد اونم بهت ميگه آره جدي ميگم. مي‏دونم كه ديگه از دست من خسته شدي. باشه ميرم پي كارم. براي هميشه. تو هم همينجوري نيگاش مي‏كني و بازم نمي‏توني چيزي بگي. بميرم برات الهي. اما تقصير خودته .

نكته :چه پايان غم انگيزي ! آه !!!!
در پايان ازت مچكرم و اميدوارم كه فرد مورد نظر خوتو پيدا كني و كلاه سرت نره !

و اگه از روش ديگه‏اي استفاده مي‏كني يا به ذهنت مي رسه به من هم بگو !