به سراغ من اگر مي آييد......
به سراغ من اگر مي آييد،
پشت هيچستانم .
پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگ هاي هوا ،
پر قاصد ها ييست که خبر مي آرند،
از گل واشده ي دورترين بوته ي خاک .
روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است
که صبح،به سر تپه ي معراج شقايق رفتن
پشت هيچستان ، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي آيد.
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي، سايه ي ناروني تا ابديت جاريست .
به سراغ من اگر مي آييد،
نرم و آهسته بياييد
مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من.
سهراب سپهری
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی ۱۳۸۸ ساعت توسط نویسندگان قبلی
|