شیمی در پادگان یا دانشگاه!!!
ماه های اول را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم اما دریغ که خوشبختی همان ماههای اول بود که گذشت .امتحان میان ترم المپیادبین المللی شیمی عمومی در محل سالن خاکشناسی بر گزار شد و ما نا امید و خایب از بد روزگار 18 عایدمان شد و دوستان با وفای ما هم چندان تفاوتی با ما نداشتند .از ان روز بود که تصمیم قطعی برای امتحانات ترم گرفتم ولی شمایل مورتیمر بدیدم و سخت پریشان حال گشتم چشمتان روز بد نبیند که
در این پردیس زیاد می بیند .شیمی را بیغتادیم مثل شیر زن البته بعضی ها هم مثل مرد!تا درس عبرتی شود برای همگان خلاصه ترم دوم شد و به هر بد بختی بود 10 را به ما دادند ما -نگرفتیم-اما بعضی از دوستان همان 10 را هم در خواب دیدند که شتر در خواب بیند پنبه دانه!
بر ان شدیم به علت استقبال بیش از حد دانشجویان و جذابییت بیش از اندازه درس شیمی عمومی ژنتیک را دیگر خوب بخوانیم .پس عزم خود را جزم کردیم و روزی یک ساعت را به ژنتیک اختصاص دادیم تا عاقبت ان را با 10 پاس کردیم اما باز چشمتان روز بد نبیند که در این روز گار هر روز بد تر از دیروز............
خلاصه دوستانمان نتوانستند از سد این درس بزرگ از ابر درس دوران ژنتیک بزرگ نمره پاسی بگیرندو از پای استاد و پاچه خواری هم کاری دیگر بر نمی امد بر ان شدیم تا با یکی از این دو بزرگوار مصاحبه ای کنیم تا با این مصاحبه کمی از درد بی درمان این قلب های پاره پاره کمی کاسته شودو مرهمی شود برای همگان .پس قرعه به نام استاد گرانقر شیمی افتاد.........
استاد شما چرا اینجوری هستین؟
من چه جوری هستم؟
همینجور که هستین چرا هستین؟
من هیچ جور دیگه ای نمیتونم باشم.اصولا روح من به روح مورتیمر خدا بیامرز پیوند تنگا تنگی خورده به طوری که احساس می کنم اگه
ایشون به ما فوق بی نهایت وجودشون .............."به علت زیاد بودن حرفا بقیه رو سانسور کردم"
راسته که شما اقای فرسودن بد بخت کردین؟
نه ایشون خودشون خواستن که ترم 12 شیمی عمومی رو پاس کنن به من چه ربطی داره که استعداد شیمیایی ایشون کمه؟در عوض استعداد اموزشی باالایی دارن!!!!!!!
می گن شما شاگرد مورتیمر بودین درسته؟!
نه به جون پدر پسر شجاع من استاد ایشون بودم .ایشون جزوه من در سا ل 1298کپی نمود و با تغییراتی که در فصول آن ایجاد کردآن را به نام خودش چاپ و معروف شد .من به دیوان لاهه شکایت کردم ولی کسی جوابی به من نداد.چون تحریم بودیم و بنزین سهمیه بندی شده بود و کرایه تاکسی ها با لا رفته بود!!
دوست دارین بچه ها چی صداتون کنن؟
دوست دارم ترفیع بگیرم بشم سپهسالار!!!!اگر بچه ها به من سپهسالار بگن خیلی خوشحا ل میشم و احتمالا ترم بعد امتحان رو برای غافلگیری اموات!!تستی تشریحی مفهومی و تصادفی بر گزار خواهم کرد تا بچه ها راحت تر نمره بگیرند یعنی بهشون حال میدم (دمت گرم با با تو دیگه کی هستی؟)
می گن جزوه شما رو شرودینگر بوهرو...........با هم پاس کردن!فکر نمی کنین مطالب جزوه شما کمی قدیمی شده باشه؟
خانم این به شما مربوط نمیشه .شما مثل اینکه متوجه نیستین با کی دارین حرف می زنین؟اگه زیاد حرف بزنین اخر ترم متوجه "زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد "خواهید شد می فهمید که یه من ماست چه قدر کره داره؟!
در پایان اگر مطلبی هست بفر مایید
از تمام دانشجویان عزیز خواهشمندمدر حفظ و نگهداری شیمی عمومی بکوشند چرا که جزیی از فرهنگ پردیس کشاورزی است و به عبارتی نوعی سنت است سعی کنن به موقع در کلاس حاضر شوند .حرف نزنن .لال شوند.نفس نکشن.آدامس نخورن.بلوتوث بازی نکن.گوشی های خود را خاموش کنن.تست های تلفیقی استعداد های درخشان شیمی عمومی را مرتب بزنن و تا حد دکترا شیمی بخونن تا شاید بتونم بهشون ده بدم
از شوخی که بگذریم درسته که سختگیری طاقت فرساستولی اگر سخت گیری نباشه دانشجو ساخته نمیشه به عبارت دیگه اگه همین چند درس رو هم راحت پاس کنیم دیگه هیجانی در پردیس وجود نخواهد داشت و شاید به مدرکمون هم دیگه نخواهیم نازید.........همان طورکه به کشاورزی بودنمون نمی نازیم!!!!!!!!!
در پایان برای همه اساتید از جمله استاد گرانقدر سر کار خانم مهندس شریفی نیا آرزوی موفقییت روز افزون داشته امیدوارم در پناه حق تعالی موفق و موید باشند و شوخی ما رو به دل نگیرند